تبلیغات
افسانه جومونگ - خلاصه قسمت یازدهم افسانه جومونگ

افسانه جومونگ

عكس های سوسانو در افسانه جومونگ عكسهای خشكل سوسانو در افسانه جومونگ عكسهای سریال افسانه جومونگ سانسور های افسانه جومونگ خلاصه قس



http://www.img98.com/images/3i3jnm09kvnhdm06c7.gif
http://www.img98.com/images/qcx7yi1d77poep3ht50i.gif
http://www.img98.com/images/5qf4xpttsfozpwvjkyh.gif


وب اینم از خلاصه قسمت یازدهم جومونگ

هه موسو و جومانگ قبل از رسیدن به محل ملاقات مورد هجوم و حمله افراد نخست وزیر قرار می گیرند ولی موفق می شوند خیلی از اونها را بكشند و در برن

جومونگ

هه موسو كه با حمله مواجه می شه با خودش فكر می كنه كه تمام این 20 سال گیوم وا بوده كه اونو زندانی كرده و حالا هم می خواسته اونو بكشه

جومونگ

جومانگ كه از برنامه دیشب خیلی حالش گرفته شده داره به حرف های هه موسو فكر می كنه كه می گفت با پادشاه تو ارتش دامول بودیم و ....

جومونگ

پا می شه می یاد پیش هه موسو و می گه استاد تو فكر می كنی عالی جناب این كار را كرده؟؟؟ شاید كسانی باعث شدن كه نامه شما به دست شاه نرسه و خلاصه كلی با هم حرف می زنن

خوب اینم از خلاصه قسمت یازدهم جومونگ

هه موسو و جومانگ قبل از رسیدن به محل ملاقات مورد هجوم و حمله افراد نخست وزیر قرار می گیرند ولی موفق می شوند خیلی از اونها را بكشند و در برن

جومونگ

هه موسو كه با حمله مواجه می شه با خودش فكر می كنه كه تمام این 20 سال گیوم وا بوده كه اونو زندانی كرده و حالا هم می خواسته اونو بكشه

جومونگ

جومانگ كه از برنامه دیشب خیلی حالش گرفته شده داره به حرف های هه موسو فكر می كنه كه می گفت با پادشاه تو ارتش دامول بودیم و ....

جومونگ

پا می شه می یاد پیش هه موسو و می گه استاد تو فكر می كنی عالی جناب این كار را كرده؟؟؟ شاید كسانی باعث شدن كه نامه شما به دست شاه نرسه و خلاصه كلی با هم حرف می زنن

جومونگ

شروع آموزش های رسمی:
روز بعد هه موسو به جومانگ می گه خب حالا كه نتونستم سفارشت را به گیو وا بكنم حداقل بهت هنر های رزمی را یاد می دم تا بتونی از خودت دفاع كنی و آموزش های رسمی جومانگ شروع می شه در روز اول هم تمرین تمركز و شمشیر زنی آموزش داده می شه

جومونگ

از طرفی شاه به نخست وزیر كه فكر می كنه اون باعث شده كه هه مو سو را نبینه نامه هه موسو را نشون می ده و بهش می گه این نامه از هه موسو هست كه می خواسته منو مخفیانه ببینه ولی اون خودش را به من نشون نداد.
فكر می كنی چی باعث شده كه هه موسو خودشو به من نشون نده؟؟؟
اگه نتونی جای اونو پیدا كنی .......

جومونگ

یون تابال هم موپال مو یا همون آهنگر مشهور بویو را دعوت كرده تا یه جورائی بخرتش و ازش فنون مخفی را بپرسه كه تا مو پال مو می فهمه اونا برا چی دعوتش كردن حسابی جوش می یاره و از خونه اونا می ره

جومونگ

از طرفی دوچی یا همون رقیب تجاری یون تابال به وزیر دارائی و شاهزاده كوچیكه رشوه می ده تا باهاش همكاری كنن و....شازده هم از اون می خواد كه جومانگ را پیدا كنه كه تا عكس جومانگ را نشون دوچی می ده می گه این برای من كار می كرده و حالا هم فراری و....

جومونگ

نوكر بانو یوهوا بهش خبر می ده كه زندان غار مورد حمله قرار گرفته و الان معلوم نیست كه جومانگ در كجا به سر می بره

جومونگ

روز دوم تمرین: حمله تا تمركز كامل
در ادامه تمرین های جومانگ هه موسو با اون تا حد مرگ می جنگه تا بتونه جومانگ هنگام حمله تمركز داشته باشه و مدام هم جومانگ شكست می خوره

جومونگ

ولی در آخرین حمله جومانگ پیروز می شه و می تونه تمركز خودش را به دست بیاره و مورد تشویق هه موسو قرار می گیره

جومونگ

آخرین روز تمرین تمركز:
بلاخره جومانگ با استعداد ذاتی خوبی كه داره موفق می شه در شمشیر زنی استاد بشه و بتونه حتی با چشم بسته هم شمشیر بزنه

جومونگ

روز چهارم تمرین : جومانگ تیر انداز میشود.
پس از یادگیری شمشیر زنی جومانگ از دست هه موسو كمان دست سازی هدیه می گیرد تا با اون تمرین كنه و وقتی موفق شد كمان را تا انتها بكشه هه موسو به اون تیر اندازی حرفه ای یاد بده

جومونگ

شازده كوچیكه به خانه دوچی اومده سوهانگ را می شناسه و به اون می گه كه جومانگ از قصر بیرون شده و حالا خیلی در به در شده و خلاصه هواست باشه دیگه از جلوی من كه رد می شی احترام بزاری و الا.....

جومونگ

سوهانگ به دیدن جومانگ می یاد و به اون می گه كه شازده به خانه دو چی اومده و ازش رشوه گرفته و می خوان خراب كاری كنن و در ضمن اون از دو چی خواسته كه جای تو رو پیدا كنن جومانگ هم از اون تشكر می كنه و در آغوشش می كشه كه در این حین سوسونو كه به دیدن جومانگ اومده این صحنه را می بینه

جومونگ

از طرفی شازده بزرگه حالش خوب شده و از تو جاش بلند می شه كه به بیرون بره

جومونگ

توی راه داداشیش را می بینه كه داداشی بهش می گه من با دو چی هم دست شدم كه حال یون تابال را بگیرم كه تا داداش بزرگه اینو می شنوه دوباره سرش داد و بیداد می كنه و بهش می گه تو خیلی به درد نخور و احمقی

جومونگ

سوسونو كه عشق جومانگ دیوونه اش كرده داره به اون صحنه ای كه دیده فكر می كنه و از تو فكرش بیرون نمی یاد

جومونگ

جومانگ هم دوستاش را می یاره تا پیش سوسونو استخدام كنه كه سوسونو می گه اون پیشنهادی كه دادم فقط برای خودت بود اونا منو دزدیده بودن و نمی تونم بهشون كار بدم.

جومونگ

كه ناگهان شازده بزرگه وارد خونه یون تابال می شه و جومانگ را اونجا می بینه

جومونگ

چرتش پاره می شه و به جومانگ می گه بیا تو باهات حرف دارم

جومونگ

شازده جلوی سوسونو خیلی به جومانگ بد و بیراه می گه و به نوعی اونو می خواد كوچیك كنه و ابروش را ببره

جومونگ

كه به سوسونو می گه برو بیرون با هم خصوصی حرف داریم و اونم می یاد بیرون كه یون تابال می گه چرا اینقدر زود اومدی كه جریان را می گه . یون تابال هم خیلی خوشحاله كه شاهزاده ها اینجا هستن و دلبسته دخترش

جومونگ

جومانگ به دست و پای برادرش م افته و می گه من كه دیگه شازده نیستم و هیچی هم ندارم چرا هنوز با من دشمنی ؟؟؟ به من رحم كن من می خوام زندگی كنم!!! كه اونم می گه تمام این سال ها تو ماردت باعث شدین كه شاه به ما و مادرمون بی توجهی كنه حالا باید تاوان پس بدین

جومونگ

سوسونو قبول می كنه كه اون 3 تا دوست جومانگ براش كار كنن

جومونگ

جومانگ كه خوابش نمی بره و به حرف های داداشش فكر می كنه و هی نفس نفس می زنه كه هه موسو بهش می گه چرا نمی تونی بخوابی ؟؟چته؟؟ و خلاصه كلی بهش امید می ده و...

جومونگ

اون 3 تا كه از باربری خسته شده اند می یان پیش رییس سربازها و می گن چرا ما را تو گروه محافظا راه نمی دی ما خیلی قدرت داریم كه اونم می گه خودتونو نشون بدین كه موفق می شن چن تا از محافظا را شركت بدن و بیان تو تیم محافظا

جومونگ

دوچی هم كه مثل سگ داره جگر خام می خوره

جومونگ

رییس گارد می یاد و به شاه می گه ما هنوز نفهمیدیم كه كی تو اون زندان غار بوده و الان هه موسو كجا هست كه شاه حسابی داغ می كنه

جومونگ

شاه هم به اون ماموریت می ده كه با سربازا به دنبال هه موسو بگردن. كه وزیر هم اینا را قایمكی می بینه

جومونگ

و می یاد پیش یومی یول و می گه من می خوام هه موسو را بكشم كه اون داد می زنه سرش و می گه تو نباید هیچ غلطی بكنی

جومونگ

یومی یول می فرسته دنبال اون دختر كوچیكه قصر پیش گویی كه كارش خیلی درسته تا هه مو سو را پیدا كنه كه اون موفق می شه جای هه موسو را پیدا كنه

جومونگ

یو می یول مخفیانه به دیدن هه مو سو می یاد و باهاش حرف می زنه كه قانعش كنه این 20 سال به خاطر بویو زندانیش كرده و خواست خدایان بوده و شاه نمی دونه و حالا هم باید از بویو بره كه هه موسو قبول نمی كنه تا اینكه كاهن بهش می گه اگه نری یوهوا كه حالا صیغه شاه هستش خیلی رنج می كشه كه هه موسو تازه می فهمه جومانگ پسر بانو یوهوا هستش و....
و قبول می كنه كه از بویو بره ولی می گه قبلش تو باید برای من كاری بكنی!!!!!!

جومونگ

مامورای وزیر هم كه مخفیانه به دنبال یومی یول رفته بودن به اون خبر می ده كه یومی یول به دیدن هه موسو در كوهستان رفته بود.

جومونگ

وزیر می یاد با یك نقشه حساب شده شازده را تحریك می كنه تا با یك سپاه مخفیانه به جنگ هه موسو بره و اونو بكشه

جومونگ

یوهوا هم هنوز در فكر هه موسو هست و هنوز هم حلقه عروسیش را داره و بهش نگاه می كنه

جومونگ

هه موسو شب هنگام از چیز هایی كه از یومی یول شنیده حسابی تو لك می ره و حالش گرفته می شه و به حال خودش گریه می كنه كه یه صحنه خیلی خیلی رومانتیك و احساسیه

جومونگ

از طرفی یومی یول از كار خودش احساس گناه می كنه

جومونگ

شاه به دیدن اون می یاد و كمی باهاش درد دل می كنه....

جومونگ

شازده به دیدن مامانش می ره و از هه موسو و جریاناتی كه با یوهوا داشته می پرسه كه مامانش تعجب می كنه و با حالی كه براش تعریف می كنه ازش می خواد كه این جریانات را كسی نفهمه چون ممكنه به قیمت جونش تموم بشه

جومونگ

نوكر یوهوا هم موفق می شه اون داداش قلابیش را پیدا كنه و از حال جومانگ با خبر بشه

جومونگ

شازده كوچیكه هم داره اساس قاچاق دوچی را فراهم می كنه و به اهنگر ها می گه اگه صداتون در بیاد همتونو می كشم

جومونگ

شازده بزرگه به كوچیكه می گه یه سپاه 200 نفری به طور مخفیانه آماده كن و منتظر دستور من باش

جومونگ

بانوی پیش گو یومی یول به دیدن یوهوا می یاد و بهش می گه باید با من جایی بیرون قصر بیای

جومونگ

وقتی به محل می رسن می گه كسی كه تو عشقق را توی دلت زنده نگه داشتی الان به دیدنت می یاد با اون ملاقات كن و سریع بیا پایین كوه من منتظرتم.

جومونگ

و هه موسو و یوهوا همدیگر را پس از 20 سال می بینند.

جومونگ

http://www.img98.com/images/q6e53j27jthg0zl4327t.gif

http://www.img98.com/images/2q1oz8l3jj4ducbddd.gif
http://www.img98.com/images/shfooj3tidell87hz70.gif
http://www.img98.com/images/cxi7zmyd133jlbspfe1.gif
http://www.img98.com/images/5k5p2rqiljnjunoiygph.gif

طبقه بندی

نویسندگان


http://www.img98.com/images/2dm0cjzgwxnffohd21oh.gif

http://www.img98.com/images/p5encxjhgm65rfel8m2y.gif
http://www.img98.com/images/04gvakmwocse67kmxc4.gif
http://www.img98.com/images/2t7fpli13y4wuwi27ekv.gif
http://www.img98.com/images/diplxfzx8fkk63ps9m3.gif

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :