افسانه جومونگ

عكس های سوسانو در افسانه جومونگ عكسهای خشكل سوسانو در افسانه جومونگ عكسهای سریال افسانه جومونگ سانسور های افسانه جومونگ خلاصه قس



http://www.img98.com/images/3i3jnm09kvnhdm06c7.gif
http://www.img98.com/images/qcx7yi1d77poep3ht50i.gif
http://www.img98.com/images/5qf4xpttsfozpwvjkyh.gif



تسو شمشیرو گذاشته زیر گلو یونگ پو و میگه حرف بزن یونگ پو که رنگش مثل گچ شده حاضر نیست اعتراف کنه ملکه هم میپره وسط و میگه بچه ام دروغ نمیگه اشتباه میکنی

تسو شمشیرو میزاره پس گردن دوچی اونهم التماس روی التماس که من کاره ای نبودم و یونگ پو مجبورمون کرد.تسو هم همون جا دوچی و هان دانگو میکشه و یونگ پو هم کم مونده چشمهاش از حدقه بزنه بیرون

تسو به یونگ پو میگه خاک بر سر برادریت که نخوای منو بکشی حرف آخرتو بزن یونگ پو در یه جمله غیر منتظره و با اعتماد به نفس بالا میگه منو بکش تسو هم میگه فکر کردی وجودشو ندارم و میخواد یونگ پو رو بکشه که ملکه دوباره میپره جلو  میگه نکن به خاطر من دادشتو نکش .تسو هم شمشیرو میندازه و میگه یونگ پو رو ببرن زندان .جومونگ هم خونسرد فقط ماجرا رو نگاه میکنه

جومونگ میره  در مورد کار خودش فکر کنه که دوستان در مورد کارش حرف میزن که ماری میگه این کار جومونگ یعنی اینکه میخواد اعتماد تسو رو بدست بیاره و سر فرصت کلکشو بکنه اویی میگه چرا جوک میگی دو روز دیگه باید بره چین اونجا هم سرشو زیر آب میکنن که نارو میاد جومونگ رو میبره پیش تسو

تسو هم زده توی مشروب خوری و برای جومونگ هم یه پیاله میرزه جومونگ هم برای اینکه نگن به مرگ یونگ پو راضی بوده به تسو میگه تو بزرگتری اون بچگی کرد ببخش تسو میگه عمراً تا حالا هر غلطی خواست کرد و چیزی نگفتم ولی دیگه کوتاه نمیام حیف که تو باید بری چانگ ان ولی خوب من بهت قول میدم یه طوری برگردونمت نگران نباش و برو آماده شو که فردا پس فرداست که بیان ببرنت

جومونگ میره پیش یوهوا و اونهم بهش میگه اخه این چه کاری بود کردی یه بار هم که شانس بهمون رو کرد تو پسش زدی جومونگ میگه به خاطر گیرو چون اگه یونگ پو موفق میشد مجبور بود برای اینکه گندش در نیاد بره گیرو رو نابود کنه و اگه موفق نمیشد تسو میرفت باباشون رو در میاورد و من هم مگه میتونستم کاری نکنم

گوموا هم از دست روزگار زده توی نوش خوری و به یوهوا میگه میبینی قدرت چه کارها که نمیکنه بابام سر همین مسئله ازم میترسید الان هم پسرم این بلا رو سرم اورده و حالا هم میخوان همدیگه رو برای قدرت بکشن امان از این قدرت طلبی ، من باید چه کار میکردم که نکردم این بلا سرم اومد

ملکه هم از شدت ناراحتی دستمال بدست شده و دادشش میخواد آرومش کنه ملکه میگه همینطور اینجا نشین تنگ دلم برو یه فکری کن چه خاکی تو سرمون برزیم بچه ام داره از دست میره وزیر بالگوئه میگه من و همه میخوایم  کمکی کنیم ولی کسی جرات نمیکنه بره با تسو حرف بزنه

سولان هم که میبینه کسی کاری نتونسته بکنه وتسو هم مردد شده میره پیش تسو تا دوباره چند تا از ایده های ژورنالیسیتی رو کنه و درس منطق بهش بده و میگه میفهمم که چه حالی داری به خاطر مادر جان نتونستی دادشتو بکشی ولی اون میخواست تو رو بکشه تو هم باید اونو بکشی تا برای بقیه درس عبرتی بشه حفظ قدرت اینطوریه دیگه تسو هم سرش داد میزنه و میگه یه دفعه دیگه ببینم برامون خط مشی تعیین کنی میفرستمت بری پیش بابات که سولان هم حسابی هویج میشه

ادامه مطلب

http://www.img98.com/images/q6e53j27jthg0zl4327t.gif

http://www.img98.com/images/2q1oz8l3jj4ducbddd.gif
http://www.img98.com/images/shfooj3tidell87hz70.gif
http://www.img98.com/images/cxi7zmyd133jlbspfe1.gif
http://www.img98.com/images/5k5p2rqiljnjunoiygph.gif

طبقه بندی

نویسندگان


http://www.img98.com/images/2dm0cjzgwxnffohd21oh.gif

http://www.img98.com/images/p5encxjhgm65rfel8m2y.gif
http://www.img98.com/images/04gvakmwocse67kmxc4.gif
http://www.img98.com/images/2t7fpli13y4wuwi27ekv.gif
http://www.img98.com/images/diplxfzx8fkk63ps9m3.gif

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic